کتاب بلاگ:

وبلاگ
آرشیو
ایمیل
پیام‌رسان یاهو

بازدید:
آمار وبلاگ:

Template Designed by
Morteza Rajabi
آرشیو وبلاگ:
بهمن ۸۸
دی ۸۸
تیر ۸۸
اسفند ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
تیر ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
Elegant Suicide

An elegant suicide is the ultimate work of art

"Tristan Reveur"

مرتضی رجبی - پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸ - ۱:٤٢ ‎ق.ظ لینک

نظرات()


Insomnia & Amélie Poulain

 اگه من جای تولید کننده‌ی موسیقی فیلم "املی" بودم حتما یه لفظ "ویرانگر" داخل پرانتز به عنوان سی‌دی اضافه می‌کردم. هیچی مثل سکوت شب + این موسیقی آدمو داغون نمی‌کنه!
انگار نه انگار که فردا امتحانی هست، می‌رم کنار پنجره و صورتمو می‌چسبونم به شیشه‌ی پنجره و بیرون رو نگاه می‌کنم. شبی رو می‌بینم که با آرمین روی صندلی‌های پارک دراز کشیده بودیم و چشم‌هامون رو به آسمون بود و حرکت ابرها تو آسمون شب رو نگاه می‌کردیم... شبی که توی ذهنم هیچ چیزی نبود... مثل یه نوار خالی... هیچ دغدغه‌ای نبود ... چشم‌هامو می‌بندم شاید بشه خودمو دوباره ببرم توی همون فضا.....

مرتضی رجبی - یکشنبه ٤ بهمن ۱۳۸۸ - ٢:٢٦ ‎ق.ظ لینک

نظرات()


یک فلش بک اساسی

 

امروز به طور اتفاقی سری زدم به ایمیلهای قدیمیم. مربوط به خیلی وقت پیش شاید اون اوایل که تازه پرشین بلاگ راه افتاده بود. ... و نتیجه خیلی جالب بود... برای یک لحظه رفتم به چندین سال پیش، حتی قبل تر ار این ایمیل ها زمانی که شاید وبلاگی داشتم (قبل از این یکی البته) که حتی خودم هم یادم نمی آد که چی می نوشتم توش و حتی این که دقیقا برای چی خذفش کردم!

به یاد امیر حسین که هنوزم مینویسه مثل قبل و هیچ وقتم جا نزد (که الآن اگر اینو بخونه بعید میدونم منو به یاد بیاره)... به یاد کویر بی باران که خشکید ودیگه ننوشت... به یاد آلاله که الان نمی دونم کجای این کره خاکی هست... به یاد محمد رضای امیر صادقی که بعد از این که رفت عسلویه ازش بی خبرم (محمد رضا یادته چه قده از موبایل بدت می اومد؟ فکر کنم هنوزم یه دونه از اینا برای خودت نخریده باشی)... به یاد خیلی های دیگه که ردی ازشون نیافتم...

و در آخر شاید باید یک آه بزرگ کشید برای گذشته ای که اومد و رفت و قدرشو ندونستم...

مرتضی رجبی - سه‌شنبه ٢٩ دی ۱۳۸۸ - ۸:۱٩ ‎ب.ظ لینک

نظرات()


پس از امتحان

بعد از امتحان هیچی از این بیشتر حال نمیده که بری روی چمنای پایین دانشگاه بشینی و به یه گوشه خیره شی و اوانسنس گوش کنی و همه چی رو در مورد نتیجه‌ی امتحانا فراموش کنی!نیشخند
آخر ما نفهمیدیم این امتحانا رو دوباره میگیرن یا نه!؟ متفکر

یک گشت کوچیک توی این دنیای وبلاگها زدم (البته از نوع انتخاباتیش) و خیلی چیزای جالب و بعضا خنده آور رو دیدم! فکر میکنم بهترین معیار قضاوت، عقل آدمیه و مهمه که یه کم بی طرفانه به قضایا نگاه کنیم!

 

مرتضی رجبی - دوشنبه ۸ تیر ۱۳۸۸ - ٤:۱٠ ‎ب.ظ لینک

نظرات()


در ستایش کتابسرای نیک!

شب عیدی یه سری زدم به کتابسرای نیک و کلی کتاب برای بیکار نموندن تو عید گرفتم! آدم وقتی می‌ره اونجا و اون همه کتاب رو با دکوراسیون متفاوت به نسبت بقیه‌ی کتابفروشی‌ها می‌بینه کلی انرژی می‌گیره! کل اون راسته‌ی انقلاب یه کتابسرای نیک هست و یه جیحون که البته جیحون به کار من یکی نمی‌آد! نیک و جیحون تقریبا از اون زمانی که من شروع کردم تو انقلاب کار کردن، یه موجی رو انداختند تو انقلاب که کم کم بقیه کتابفروشی‌ها هم به تقلید از اونا یه تغییر اساسی تو دکوراسیون عهد دقیانوسیه خودشون دادن! علاوه بر دکوراسیون، نحوه‌ی برخورد فروشنده‌ها هم تو نیک متفاوته، چیزی به عنوان مشتری مداری براشون تعریف شده‌است و حداقلش اینه که جوابتو مثه آدم میدن! نیک تو زمان خودش یکی از اولین کسایی بود که سیستم مدیریت فروش تحت ویندوز رو استفاده کرد! در هر حال نه من تو نیک کار می‌کنم و نه به من پورسانت می‌دن ولی به هر کسی که کتابخون حرفه‌ایه پیشنهاد می‌کنم حتما یه سر به اونجا بزنه!

ولی خوب علاوه بر همه‌ی این‌ها نیک توی زمینه‌ی نشر به نسبت قوی نیست، نه از لحاظ تیراژ و نه از لحاظ کیفیت و محتوای کتاب‌هایی که چاپ کرده، چیزی که به خودشون هم گفتم.

مرتضی رجبی - شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٧ - ۳:٤۱ ‎ق.ظ لینک

نظرات()


همه چیز مثل همیشه

همچنان زندگی روال عادی خودش رو طی می‌کنه...
بلافاصله بعد از برگشت دوباره به دانشگاه، تجربه‌ی دو تا امتحان میان ترم غیرمنتظره رو داشتم...
و از اون طرف کار شرکت هم مثل همیشه است...
این وسط چیز خاصی تغییر نکرده... فقط کسب یه تجربه‌ی سنگین و تلخ به علاوه‌ی تعدای جای چاقو روی بدن به عنوان یادگاری...

مرتضی رجبی - پنجشنبه ٧ آذر ۱۳۸٧ - ۸:٥۸ ‎ب.ظ لینک

نظرات()